تبليغاتX
تنها

راه

     

هیچ وقت شده از خودتون سوال کنید  چه زمانی  واقعا احساس خوشبختی می کنید ؟آیا تا به حال پیش اومده که خوشبخت باشید اما در عین خوشبختی احساس بدبختی کنید و یا این که در عین خوشحالی احساس بدحالی کنید؟نمیدونم اما هر چی هست بستگی به درون خود آدم داره و این که انسان نوع نگاهش به دنیا چگونه باشه ..نگاهی عمیق یا نگاهی سطحی .....یا اینکه مثل بعضی اصلا به زندگی نگاه نکنه و خودش رو هم حتی نادیده بگیره، مسیر زندگیشو نشناسه و ندونه برای چی اومده و برای چی باید بره؟فکر می کنم بیشترین مشکل آدما هم همین ندونم ها باشه..اگه می دونست که دیگه لزومی نداشت یک راهی رو بره و برگرده و بعدش هم بفهمه که درست رفته یا اشتباه رفته ..به نظر من همین دلایله که باعث می شه انسان زندگی کنه و به زندگی معنی ببخشه.....یادمه در سال اول راهنمایی یک معلمی داشتیم که بهش می گفتیم آقای قدسی نژاد ..این بنده خدا همیشه می گفت ، یعنی تکیه کلامش این بود: (( هر کس که نداند که بداند که نداند بز است))...اگه با دقت به این جمله استاد توجه کنیم می فهمیم که واقعا حرفهای زیادی برای گفتن داره که در متن جمله نهفته هستش...خوب یکی از دلایل زندگی انسان هم کشف نهفته هاست و ارضای حس درونی که تشنه یاد گرفتن است....

البته باز هم ممکنه این حس در درون همه یکسان نباشه...من معتقدم همین حس هم باید متعادل درک بشه ، چون انسان از درک بسیاری از مفاهیم دنیا و زندگی عاجزه و کمتر کسانی تونستن مسیر پر پیچ و خم معنی زندگی رو پشت سر بگذارند و اونو بفهمند.

در این راه هر چقدر انسان بتونه باید طی طریق بکنه حال ممکنه در این راه به مشکلاتی هم برخورد کنه ..و اصلا نیازی نیست که انسان تمام راه رو بتونه طی طریق کنه، بلکه تا هر کجا تونست کفایت می کنه چون  ممکنه عمر انسان کفاف نده، تا ما به هر چی که نمی دونیم و نمی فهمیم دست پیدا کنیم، مهم رفتن و قرار گرفتن در راهه حالا هر چقدر که تونستید راه بروید اشکال نداره ، نفس بگیرید و دوباره بروید و بروید...البته اگه توی این راه یه راهنما داشته باشین بهتره، راهنمایی که این راه رو قبلا طی کرده باشه و بلد باشه چون منحرف شدن از این راه خطرات غیر قابل جبرانی رو ممکنه در پیش داشته باشه..بیشترین خطر موجود در این راه مادیات هستش که رهایی از بند اون ممکنه واقعا خیلی مشکل باشه.....امیدوارم شما هم بالاخره در این راه قرار بگیرید و اونو پشت سر بگذارید.

     

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 25 شهریور1385ساعت 17:53  توسط تنها  |