|
|
|
|
|
بنام زروان سلام بر اهل هنر و هنرمند ، موسيقي دان و....... و به اميد آن روزي كه به هنر و هنرمند در استان ما (هرمزگان) آنگونه كه بايد و شايد توجه شود ..تا هنرمند هيچ گاه احساس غربت نكند . روي سخن من با اهالي به اصطلاح هنر استان است. كساني كه چشم و گوش خود را بسته اند و دارند راهي را هموار مي كنند و بدعتي را بنيان مي گذارند كه در شان و منزلت هنرمنداني بود كه عمر خود را صرف هنر و موسيقي اين مرز و بوم كردند.اما اكنون و با كمال تاسف ديديم كه نصرك مرد...منصفي ..، كرمي ....و ...صالح سنگبر نيز رفتند... اما دريغ از يك توجه به اينان كه هر يك آقیانوسی از هنر بودند...اما در كمال گمنامي به خاك سپرده شدند بي آنكه قطعه ي هنرمنداني در كار باشد تا در گوشه اي آشنا آرام گيرند و بالاخره غريبانه در گور پياده شدند. و اين گونه است سرانجام كساني كه نمي خواستند مشهور باشند..بلكه محبوب بودند و...مي مانند ..و خواهند ماند.اما در اين بين نمي دانم چرا برخي چشم و گوش خود را بسته اند و آنان را به ياد نمي آورند؟!!!!!!! اگر قرار بود قطعه هنرمندان راه اندازي شود چرا در زمان استاد منصفي اين موضوع به وقوع نپيوست؟!! چون منصفي نخواست مشهور شود؟!!! مرحوم ناصر عبد الهي خود دريايي از هنر بوده و خواهد ماند اما روي سخن من با كساني است كه خود را و موسيقي استان را فراموش كرده اند.....هيچ كس منكر هنرمندي ناصر عبدالي نبوده و نخواهد بود اما ناصر تنها دريايي كوچك از آقيانوس بي كران موسيقي استان بود.....موسيقي كه گفتم منظورم موسيقي به تمام معنا است ....نه اين موسيقي كه در كوچه بازار فقط خريدار دارد..اما باز هم شاهديم هر كس كه آمد و به قولي يك كاست يا سي دي روانه بازار كرد مي شود هنرمند و موسيقيدان و آهنگسازو.... بعد هم برگزاري يك كنسرت و بالاخره شهرت و ........پيمودن چنين راهي آينده اي چند ساله همراه با شهرت و بعدش فراموشي در ذهن مردم هيچ به دنبال ندارد......زياد نمي خواهم از موضوع دور شوم اما بايد بگويم هستند كساني كه دارند راه نادرست را مي روند و خود خبر ندارند......كساني كه فكر مي كنند با برگزاري يك كنسرت در شهر دبي ديگر همه چيز تمام است و........ شنيديم جمعي از عزيزان هنرمند مطرح كه در لابلاي آنان برخي دوستداران موسيقي استان نيز به چشم مي خورند با امضاي طوماري خواهان اختصاص يك روز ( روز تولد ناصر عبدالهي) به نام روز موسيقي استان هستند....بايد گفت اگر فقط تعدادي از اين افراد چشم خود را باز كرده و تعمق مي كردند هرگز چنين تصميمي نمي گرفتند ....اين عده ظاهرا مي خواهند موسيقي هرمزگان و گذشته پر بار و افتخارات موسيقي استان را در مرحوم ناصر عبدالهي خلاصه كنند.....كه اگر چنين شود مردم مملكت ما فكر مي كنند هرمزگان جز ناصر عبدالهي ديگر هيچ هنرمند و موسيقيداني نداشته است.... و ... مردم هرمزگان هنوز نامه مرحوم صالح سنگبر را خطاب به ناصر عبدالهي خوب به ياد دارند.....هنوز مصاحبه ي مرحوم ناصر عبدالهي را با برنامه صندلي داغ و روزنامه هايي چون اميد ساحل فراموش نكرده اند... نمي دانم امضاء كنندگان عزيز چگونه اين حقايق را ناديده گرفته اند؟1!! صد البته كه ما نيازمند يك روز بنام روز موسيقي استان هستيم اما بهتر است در اين خصوص بيشتر تعمق كرده و شتابزده عمل نكنيم.!!!! اداره كل ارشاد اسلامي استان نيز بهتر بود قبل از مرگ مرحوم ناصر عبدالهي به فكر قطعه هنرمندان بود تا بعد از آن......
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 29 بهمن1385ساعت 16:41 توسط تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
هیچ وقت شده از خودتون سوال کنید چه زمانی واقعا احساس خوشبختی می کنید ؟آیا تا به حال پیش اومده که خوشبخت باشید اما در عین خوشبختی احساس بدبختی کنید و یا این که در عین خوشحالی احساس بدحالی کنید؟نمیدونم اما هر چی هست بستگی به درون خود آدم داره و این که انسان نوع نگاهش به دنیا چگونه باشه ..نگاهی عمیق یا نگاهی سطحی .....یا اینکه مثل بعضی اصلا به زندگی نگاه نکنه و خودش رو هم حتی نادیده بگیره، مسیر زندگیشو نشناسه و ندونه برای چی اومده و برای چی باید بره؟فکر می کنم بیشترین مشکل آدما هم همین ندونم ها باشه..اگه می دونست که دیگه لزومی نداشت یک راهی رو بره و برگرده و بعدش هم بفهمه که درست رفته یا اشتباه رفته ..به نظر من همین دلایله که باعث می شه انسان زندگی کنه و به زندگی معنی ببخشه.....یادمه در سال اول راهنمایی یک معلمی داشتیم که بهش می گفتیم آقای قدسی نژاد ..این بنده خدا همیشه می گفت ، یعنی تکیه کلامش این بود: (( هر کس که نداند که بداند که نداند بز است))...اگه با دقت به این جمله استاد توجه کنیم می فهمیم که واقعا حرفهای زیادی برای گفتن داره که در متن جمله نهفته هستش...خوب یکی از دلایل زندگی انسان هم کشف نهفته هاست و ارضای حس درونی که تشنه یاد گرفتن است.... البته باز هم ممکنه این حس در درون همه یکسان نباشه...من معتقدم همین حس هم باید متعادل درک بشه ، چون انسان از درک بسیاری از مفاهیم دنیا و زندگی عاجزه و کمتر کسانی تونستن مسیر پر پیچ و خم معنی زندگی رو پشت سر بگذارند و اونو بفهمند. در این راه هر چقدر انسان بتونه باید طی طریق بکنه حال ممکنه در این راه به مشکلاتی هم برخورد کنه ..و اصلا نیازی نیست که انسان تمام راه رو بتونه طی طریق کنه، بلکه تا هر کجا تونست کفایت می کنه چون ممکنه عمر انسان کفاف نده، تا ما به هر چی که نمی دونیم و نمی فهمیم دست پیدا کنیم، مهم رفتن و قرار گرفتن در راهه حالا هر چقدر که تونستید راه بروید اشکال نداره ، نفس بگیرید و دوباره بروید و بروید...البته اگه توی این راه یه راهنما داشته باشین بهتره، راهنمایی که این راه رو قبلا طی کرده باشه و بلد باشه چون منحرف شدن از این راه خطرات غیر قابل جبرانی رو ممکنه در پیش داشته باشه..بیشترین خطر موجود در این راه مادیات هستش که رهایی از بند اون ممکنه واقعا خیلی مشکل باشه.....امیدوارم شما هم بالاخره در این راه قرار بگیرید و اونو پشت سر بگذارید.
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه 25 شهریور1385ساعت 17:53 توسط تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
صبح ساحل اول .....ندای هرمزگان دوم براساس پژوهشي كه توسط دانشجويان عضو انجمن علمي ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامي واحد بندرعباس در زمينه نظرسنجي از شهروندان بندرعباسي در خصوص جايگاه مطبوعات محلي انجام گرفت ، روزنامه صبح ساحل ازنظر اطلاع رساني وتعداد مخاطب حائز رتبه نخست شد . در اين بررسي كه در بين شهروندان مراجعه كننده به كيوسكهاي روزنامه فروشي مناطق مختلف شهر به انجام رسيده ، روزنامه صبح ساحل 85 درصد از مخاطبين را به خود اختصاص داده است كه از اين ميزان 66 درصد از شهروندان مورد مصاحبه اظهارداشتند: اين روزنامه رادر حد زياد و خيلي زياد مطالعه مي كنند. همچنين در اين نظر سنجي نشريه نداي هرمزگان با دارا بودن 5/49 درصد خواننده در رتبه دوم قرارگرفت و نشريات دريا با دارا بودن 48 درصد مخاطب و نشريه اميدساحل نيز با 43 درصد در رتبه هاي بعدي قرار دارند. در اين بررسي ارمغان بندر، گامرون ، سفير جنوب، مرجان ، صبا و صدف نيز به ترتيب در رده هاي بعدي قرار گرفتند. در اين بررسي با طرح اين پرسش از شهروندان كه با چه هدفي نشريات محلي را مطالعه مي كنند، 53 درصد از آنان هدف خود را اطلاع يافتن از اوضاع و اخباراستان اعلام نموده اند. در رابطه با صفحات مورد علاقه خوانندگان نشريات 56 درصد از پاسخ دهندگان اظهارداشتند: صفحات خبر و 67 درصد نيز صفحه حوادث نشريات محلي را هميشه و يا در اكثر مواقع مطالعه مي كنند ، و 42درصد آنان علاقمند به صفحه ورزشي و44 درصد نيز مطالب اجتماعي چاپ شده درنشريات محلي را به طور مرتب و يا اكثر مواقع مطالعه مي كنند. در خصوص اخبار منتشره درمطبوعات محلي نيز سرعت اطلاع رساني درحد متوسط ارزيابي شده است كه با توجه به اينكه نشريات محلي اكثرا به شكل هفته نامه منتشر مي شوند اين امر قابل تامل است. از نظر تنوع مطالب 29 درصد آن را خوب و 42 درصد نيز آن را متوسط و 12 درصد آن را نيز ضعيف ارزيابي نموده اند كه با توجه به علاقمندي شهروندان ونيازهاي استان مي طلبد دست اندركاران مطبوعات استان نسبت به اطلاع رساني دقيق وتنوع بخشيدن به مطالبي كه متناسب باعلايق و نيازهاي مخاطبين خود است اقدام نمايند. همچنين در اين نظرسنجي درخصوص پيشنهادات وانتظارات مردم جهت ارتقای عملكرد مطبوعات محلي ، شهروندان موردمصاحبه خواهان انعكاس اخباردقيق، اطلاع رساني به هنگام ، پرداختن به مشكلات شهر با بهره گيري از ارايه ديدگاه هاي كارشناسانه و گزارشات تحليلي بوده اند .
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 11 خرداد1385ساعت 22:51 توسط تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
به راستی کودک چه موهبتی است که خداوند به انسان می بخشد؟
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 12 اردیبهشت1385ساعت 21:42 توسط تنها
|
|
||
|
|
|
|
|
(( جهله))
سپید و سیاه می رقصد او را به خاطر دارم با نگاه یک کودک و دستان خورشید به ماه اشارت می کرد و روز دیگر آن هنگام که خورشید گریست من آنجا بودم... نگاهی منتظر گمشده ای را می جست ومن... در گور پیاده می شدم کامبیز حسین پور..
|
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 7 اردیبهشت1385ساعت 21:47 توسط تنها
|
|
||